دیوانِ شمس غزل ۱۴۶۵ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G1465 · ۷ اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴۶۵

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G1465:1 ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانمزان روی که حیرانم من خانه نمی‌دانم
  2. G1465:2 ای گشته ز تو واله هم شهر و هم اهل دهکو خانه نشانم ده من خانه نمی‌دانم
  3. G1465:3 زان کس که شدی جانش زان کس مطلب دانَشپیش آ و مرنجانش من خانه نمی‌دانم
  4. G1465:4 وان کز تو بود شورش می‌دار تو معذورشوز خانه مکن دورش من خانه نمی‌دانم
  5. G1465:5 من عاشق و مشتاقم من شهره آفاقمرحم آر و مکن طاقم من خانه نمی‌دانم
  6. G1465:6 ای مطرب صاحب صف می‌زن تو به زخم کفبر راه دلم این دف من خانه نمی‌دانم
  7. G1465:7 شمس الحق تبریزم جز با تو نیامیزممی‌افتم و می‌خیزم من خانه نمی‌دانم

ganjoor: sh1465 · public domain