دیوانِ شمس غزل ۱۴۷۱ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G1471 · ۵ اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴۷۱

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G1471:1 مخمورم پرخواره اندازه نمی‌دانمجز شیوه آن غمزه غمازه نمی‌دانم
  2. G1471:2 یاران به خبر بودند دروازه برون رفتندمن بی‌ره و سرمستم دروازه نمی‌دانم
  3. G1471:3 آوازه آن یاران چون مشک جهان پر شدز آواز بشد عقلم آوازه نمی‌دانم
  4. G1471:4 تا روی تو را دیدم من همچو گل تازهگشتم خرف و کهنه ار تازه نمی‌دانم
  5. G1471:5 گویند که لقمان را یک کازه تنگی بدزین کوزه میی خوردم کان کازه نمی‌دانم

ganjoor: sh1471 · public domain