دیوانِ شمس› غزل ۱۵۰۵ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1505 · ۱۱ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۵۰۵
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1505:1 یکی مطرب همیخواهم در این دمکه نشناسد ز مستی زیر از بم
- G1505:2 حریفی نیز خواهم غمگساریز بیخویشی نداند شادی از غم
- G1505:3 همه اجزای او مستی گرفتهمبدل گشته از اولاد آدم
- G1505:4 مسلمانی منور گشته از ویمسلم گشته از هستی مسلم
- G1505:5 چو با نه کس بیاید بشمری دهده تو نه بود از ده یکی کم
- G1505:6 خدایا نوبتی مست بفرستکه ما از می دهل کردیم اشکم
- G1505:7 دهل کوبان برون آییم از خویشکه ما را عزم ساقی شد مصمم
- G1505:8 دهلزن گر نباشد عید عید استجهان پُر عید شد والله اعلم
- G1505:9 پراکنده بخواهم گفت امروزچه گوید مرد درهم جز که درهم
- G1505:10 مگر ساقی بینداید دهانماز آن جام و از آن رطل دمادم
- G1505:11 مرادم کیست زینها شمس تبریزازیرا شمس آمد جان عالم
ganjoor: sh1505 · public domain