دیوانِ شمس› غزل ۱۵۰۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1508 · ۸ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۵۰۸
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1508:1 سفر کردم به هر شهری دویدمبه لطف و حسن تو کس را ندیدم
- G1508:2 ز هجران و غریبی بازگشتمدگرباره بدین دولت رسیدم
- G1508:3 از باغ روی تو تا دور گشتمنه گل دیدم نه یک میوه بچیدم
- G1508:4 به بدبختی چو دور افتادم از توز هر بدبخت صد زحمت کشیدم
- G1508:5 چه گویم مرده بودم بیتو مطلقخدا از نو دگربار آفریدم
- G1508:6 عجب گویی منم روی تو دیدهمنم گویی که آوازت شنیدم
- G1508:7 بهل تا دست و پایت را ببوسمبده عیدانه کامروز است عیدم
- G1508:8 تو را ای یوسف مصر ارمغانیچنین آیینه روشن خریدم
ganjoor: sh1508 · public domain