دیوانِ شمس› غزل ۱۵۲۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1526 · ۱۲ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۵۲۶
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1526:1 از آن باده ندانم، چون فنایماز آن بیجا نمیدانم کجایم
- G1526:2 زمانی قعر دریایی درافتمدمی دیگر چو خورشیدی برآیم
- G1526:3 زمانی از من آبستن جهانیزمانی چون جهان خلقی بزایم
- G1526:4 چو طوطیْ جانْ شِکر خاید به ناگهشوم سرمست و طوطی را بخایم
- G1526:5 به جایی درنگنجیدم به عالمبجز آن یارِ بیجا را نشایم
- G1526:6 منم آن رندِ مستِ سخت شیدامیانِ جمله رندانْ هایْ هایم
- G1526:7 مرا گویی: «چرا با خود نیایی؟!»تو بنما خود که تا با خود بیایم
- G1526:8 مرا سایهیْ هُما چندان نوازدکه گویی سایه او شد من هُمایم
- G1526:9 بدیدم حُسن را سرمست میگفت:«بلایم من، بلایم من، بلایم»
- G1526:10 جوابش آمد از هر سو ز صد جانتُرایم من، تُرایم من، تُرایم
- G1526:11 تو آن نوری که با موسی همیگفت«خدایم من، خدایم من، خدایم»
- G1526:12 بگفتم: «شمس تبریزی! کِیی؟» گفت:«شمایم من، شمایم من، شمایم»
ganjoor: sh1526 · public domain