دیوانِ شمس غزل ۱۵۷۰ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G1570 · ۱۱ اشعار

غزل شمارهٔ ۱۵۷۰

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G1570:1 آن عشرت نو که برگرفتیمپا دار که ما ز سر گرفتیم
  2. G1570:2 آن دلبر خوب باخبر رامست و خوش و بی‌خبر گرفتیم
  3. G1570:3 هر لحظه ز حسن یوسف خودصد مصر پر از شکر گرفتیم
  4. G1570:4 در خانه حسن بود ماهیرفتیمش و بام و در گرفتیم
  5. G1570:5 آن آب حیات سرمدی راچون آب در این جگر گرفتیم
  6. G1570:6 چون گوشه تاج او بدیدیممستانه‌اش از کمر گرفتیم
  7. G1570:7 هر نقش که بی‌وی است مرده‌ستاز بهر تو جانور گرفتیم
  8. G1570:8 هر جانوری که آن ندارداو را علف سقر گرفتیم
  9. G1570:9 هر کس گهری گرفت از کاناز کان همه سیمبر گرفتیم
  10. G1570:10 از تابش نور آفتابیچون ماه جمال و فر گرفتیم
  11. G1570:11 شمس تبریز چون سفر کردچون ماه از آن سفر گرفتیم

ganjoor: sh1570 · public domain