دیوانِ شمس غزل ۱۵۸۱ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G1581 · ۷ اشعار

غزل شمارهٔ ۱۵۸۱

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G1581:1 گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلمکاندر این مکتب ندارد کر و فری هر معلم
  2. G1581:2 متهم شو همچو یوسف تا در آن زندان درآییزانک در زندان نیاید جز مگر بدنام و ظالم
  3. G1581:3 جای عاقل صدر دیوان جای مجنون قعر زندانحبس و تهمت قسم عاشق تخت و منبر جای عالم
  4. G1581:4 کم طمع شد آن کسی کو طمع در عشق تو بنددکم سخن شد آن کسی که عشق با او شد مکالم
  5. G1581:5 پنجه اندر خون شیران دارد آن شیر سماییغمزه خون خوار دارد غم ندارد از مظالم
  6. G1581:6 گر بگویم ور خموشم ور بجوشم ور نجوشماندر این فتنه خوشم من تو برو می باش سالم
  7. G1581:7 مشک بربند ای سقا تو گرچه اندر وقت خوردنمستی آرد این معانی حیرت آرد این معالم

ganjoor: sh1581 · public domain