دیوانِ شمس› غزل ۱۷۰۰ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1700 · ۷ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۷۰۰
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1700:1 عالم گرفت نورم بنگر به چشمهایمنامم بها نهادند گرچه که بیبهایم
- G1700:2 زان لقمه کس نخوردهست یک ذره زان نبردهستبنگر به عزت من کان را همیبخایم
- G1700:3 گر چرخ و عرش و کرسی از خلق سخت دور استبیدار و خفته هر دم مستانه می برآیم
- G1700:4 آن جا جهان نور است هم حور و هم قصور استشادی و بزم و سور است با خود از آن نیایم
- G1700:5 جبریل پرده دار است مردان درون پردهدر حلقه شان نگینم در حلقه چون درآیم
- G1700:6 عیسی حریف موسی یونس حریف یوسفاحمد نشسته تنها یعنی که من جدایم
- G1700:7 عشق است بحر معنی هر یک چو ماهی در بحراحمد گهر به دریا اینک همینمایم
ganjoor: sh1700 · public domain