دیوانِ شمس غزل ۱۷۸۷ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G1787 · ۱۳ اشعار

غزل شمارهٔ ۱۷۸۷

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G1787:1 گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول‌ها فزونبنوشت توقیعت خدا کالآخرون السابقون
  2. G1787:2 زرین شده طغرای او ز انا فتحناهای اوسر کرده صورت‌های او از بحر جان آبگون
  3. G1787:3 آدم دگربار آمده بر تخت دین تکیه زدهدر سجده شکر آمده سرهای نحن الصافون
  4. G1787:4 رستم که باشد در جهان در پیش صف عاشقانشبدیز می رانند خوش هر روز در دریای خون
  5. G1787:5 هر سو دو صد ببریده سر در بحر خون زان کر و فررقصان و خندان چون شکر ز انا الیه راجعون
  6. G1787:6 گر سایه عاشق فتد بر کوه سنگین برجهدنه چرخ صدق‌ها زند تو منکری نک آزمون
  7. G1787:7 بر کوه زد اشراق او بشنو تو چاقاچاق اوخود کوه مسکین که بود آن جا که شد موسی زبون
  8. G1787:8 خود پیش موسی آسمان باشد کمینه نردبانکو آسمان کو ریسمان کو جان کو دنیای دون
  9. G1787:9 تن را تو مشتی کاه دان در زیر او دریای جانگرچه ز بیرون ذره‌ای صد آفتابی از درون
  10. G1787:10 خورشیدی و زرین طبق دیگ تو را پخته است حقمطلوب بودی در سبق طالب شدستی تو کنون
  11. G1787:11 او پار کشتی کاشته امسال برگ افراشتهسر از زمین برداشته بر خویش می خواند فسون
  12. G1787:12 جان مست گشت از کاس او ای شاد کاس و طاس اوطاسی که بهر سجده‌اش شد طشت گردون سرنگون
  13. G1787:13 ای شمس تبریز از کرم ای رشک فردوس و ارمتا چنگ اندر من زدی در عشق گشتم ارغنون

ganjoor: sh1787 · public domain