دیوانِ شمس› غزل ۱۸۲۲ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1822 · ۷ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۸۲۲
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1822:1 ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دود منجور مکُن که بشنود شاد شود حسود من
- G1822:2 بیش مکُن تو دود را، شاد مکُن حسود راوه که چه شاد میشود از تلفِ وجود من!
- G1822:3 تلخ مکُن امید من، ای شِکر سپید منتا ندرم ز دستِ تو پیرهنِ کبودِ من
- G1822:4 دلبر و یار من تویی، رونق کار من توییباغ و بهار من تویی، بهر تو بود بودِ من
- G1822:5 خواب شبم ربودهای، مونس من تو بودهایدرد توام نمودهای، غیر تو نیست سود من
- G1822:6 جان من و جهان من! زُهره آسمان من!آتش تو نشان من، در دلِ همچو عودِ من
- G1822:7 جسم نبود و جان بُدَم، با تو بر آسمان بُدَمهیچ نبود در میان گفت من و شنود من
ganjoor: sh1822 · public domain