دیوانِ شمس غزل ۱۸۵۵ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G1855 · ۷ اشعار

غزل شمارهٔ ۱۸۵۵

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G1855:1 چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
  2. G1855:2 چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه بربایدچو کشتی‌ام دراندازد میان قُلْزُم پرخون
  3. G1855:3 زند موجی بر آن کشتی که تخته‌تخته بشکافدکه هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون
  4. G1855:4 نهنگی هم برآرد سر‌، خورد آن آب دریا راچنان دریای بی‌پایان‌، شود بی‌آب چون هامون
  5. G1855:5 شکافد نیز آن هامون‌، نهنگ بحرفرسا راکشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
  6. G1855:6 چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریاچه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون
  7. G1855:7 چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانمکه خوردم از دهان‌بندی در آن دریا کفی افیون

ganjoor: sh1855 · public domain