دیوانِ شمس› غزل ۱۸۸۲ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1882 · ۵ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۸۸۲
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1882:1 آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تنز آیینه ندیدهست او الا سیهی آهن
- G1882:2 از آب حیات تو دور است به ذات توکز کبر برآید او بالا مثل روغن
- G1882:3 پای تو چو جان بوسد تا حشر لبان لیسداز لذت آن بوسه ای روت مه روشن
- G1882:4 گفتم به دلم چونی گفتا که در افزونیزیرا که خیالش را هستم به خدا مسکن
- G1882:5 در سینه خیال او وان گاه غم و غصهدر آب حیات او وانگه خطر مردن
ganjoor: sh1882 · public domain