دیوانِ شمس› غزل ۱۸۹۹ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1899 · ۷ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۸۹۹
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1899:1 دل خون خواره را یک باره بستانز غم صدپاره شد یک پاره بستان
- G1899:2 بکن جان مرا امروز چارهوگر نی جان از این بیچاره بستان
- G1899:3 همه شب دوش می گفتم خدایاکه داد من از آن خون خواره بستان
- G1899:4 دل سنگین او چون ریخت خونمتو خون من ز سنگ خاره بستان
- G1899:5 به دست دل فرستادم دو سه خطیکی خط را از آن آواره بستان
- G1899:6 در آن خط صورت و اشکال عشق استبرای عبرت و نظاره بستان
- G1899:7 دلم با عشق هم استاره افتادنخواهی جرم از استاره بستان
ganjoor: sh1899 · public domain