دیوانِ شمس› غزل ۱۹۰ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G190 · ۸ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۹۰
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G190:1 با آن که میرسانی، آن بادهٔ بقا رابیتو نمیگوارد، این جام باده ما را
- G190:2 مطرب! قدح رها کن، زین گونه نالهها کنجانا! یکی بها کن، آن جنس بیبها را
- G190:3 آن عشق سلسلت را، وان آفت دلت راآن چاه بابلت را، وان کان سحرها را
- G190:4 باز آر بار دیگر، تا کار ما شود زراز سر بگیر از سر، آن عادت وفا را
- G190:5 دیو شقا سرشته، از لطف تو فرشتهطغرای تو نبشته، مر مُلکَتِ صفا را
- G190:6 در نورت ای گزیده! ای بر فلک رسیده!من دم به دم بدیده، انوار مصطفا را
- G190:7 چون بسته گشت راهی، شد حاصلِ من آهیشد کوه همچو کاهی، از عشق، کهربا را
- G190:8 از شمسدینِ چون مه، تبریز هست آگهبشنو دعا و گهگه، آمین کن این دعا را
ganjoor: sh190 · public domain