دیوانِ شمس› غزل ۱۹۷۳ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1973 · ۶ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۹۷۳
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1973:1 موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چیناز فراق دلبری کاسدکن خوبان چین
- G1973:2 جان ز غیرت گوش را گوید حدیثش کم شنودل ز غیرت چشم را گوید که رویش را مبین
- G1973:3 دست عشرت برگشادم تا ببندم پای غمعشرتم همرنگ غم شد ای مسلمانان چنین
- G1973:4 دست در سنگی زدم دانم که نرهاند مرالیک غرقه گشته هم چنگی زند در آن و این
- G1973:5 از در دل درشدم امروز دیدم حال اوزردروی و جامه چاک و بییسار و بییمین
- G1973:6 گفتمش چونی دلا او گریه درشدهای هایاز فراق ماه روی همنشان همنشین
ganjoor: sh1973 · public domain