دیوانِ شمس غزل ۲۰۵۶ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G2056 · ۱۰ اشعار

غزل شمارهٔ ۲۰۵۶

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G2056:1 خواجه غلط کرده‌ای در روشِ یار منصد چو تو هم گم شود در من و در کار من
  2. G2056:2 نبود هر گردنی لایق شمشیر عشقخون سگان کی خورَد؟ ضیغَمِ خون‌خوارِ من
  3. G2056:3 قلزم من کی کشد تخته هر کشتیی ؟شوره تو کی چرد ز ابر گهربار من
  4. G2056:4 سر بمگردان چنین پوز مجنبان چنانچون تو خری کی رسد در جو انبار من ؟
  5. G2056:5 خواجه به خویش آ یکی چشم گشا اندکیگرچه نه بر پای توست اندک و بسیار من
  6. G2056:6 گفت که « عاشق چرا مست شد و بی‌حیا ؟»باده حیا کی هلد !؟ خاصه ز خمار من
  7. G2056:7 فتنه گرگی شده هم دغل و مکر اودام وی از وی کند قانص عیار من
  8. G2056:8 بر سر بازار او گرگ کهن کی خرند ؟هر طرفی یوسفی زنده به بازار من
  9. G2056:9 همچو تو جغدی کجا باغ ارم را سزد ؟بلبل جان هم نیافت راه به گلزار من
  10. G2056:10 مفخر تبریزیان شمس حق و دین بگوبلک صدای تو است این همه گفتار من

ganjoor: sh2056 · public domain