دیوانِ شمس› غزل ۲۰۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G208 · ۹ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۰۸
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G208:1 از جهت ره زدن راه درآرد مراتا به کف رهزنان بازسپارد مرا
- G208:2 آنک زند هر دمی راه دو صد قافلهمن چه زنم پیش او او به چه آرد مرا
- G208:3 من سر و پا گم کنم دل ز جهان برکنمگر نفسی او به لطف سر بنخارد مرا
- G208:4 او ره خوش میزند رقص بر آن میکنمهر دم بازی نو عشق برآرد مرا
- G208:5 گه به فسوس او مرا گوید کنجی نشینچونک نشینم به کنج خود به درآرد مرا
- G208:6 ز اول امروزم او میبپراند چو بازتا که چه گیرد به من بر کی گمارد مرا
- G208:7 همت من همچو رعد نکته من همچو ابرقطره چکد ز ابر من چون بفشارد مرا
- G208:8 ابر من از بامداد دارد از آن بحر دادتا که ز رعد و ز باد بر کی ببارد مرا
- G208:9 چونک ببارد مرا یاوه ندارد مرادر کف صد گون نبات بازگذارد مرا
ganjoor: sh208 · public domain