دیوانِ شمس› غزل ۲۱۵۷ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2157 · ۹ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۱۵۷
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2157:1 سنگ شکاف میکند در هوس لقای توجان پر و بال میزند در طرب هوای تو
- G2157:2 آتش آب میشود عقل خراب میشوددشمن خواب میشود دیده من برای تو
- G2157:3 جامه صبر میدرد عقل ز خویش میرودمردم و سنگ میخورد عشق چو اژدهای تو
- G2157:4 بند مکن رونده را گریه مکن تو خنده راجور مکن که بنده را نیست کسی به جای تو
- G2157:5 آب تو چون به جو رود کی سخنم نکو رودگاه دمم فرودرد از سبب حیای تو
- G2157:6 چیست غذای عشق تو این جگر کباب منچیست دل خراب من کارگه وفای تو
- G2157:7 خابیه جوش میکند کیست که نوش میکندچنگ خروش میکند در صفت و ثنای تو
- G2157:8 عشق درآمد از درم دست نهاد بر سرمدید مرا که بیتوام گفت مرا که وای تو
- G2157:9 دیدم صعب منزلی درهم و سخت مشکلیرفتم و ماندهام دلی کشته به دست و پای تو
ganjoor: sh2157 · public domain