دیوانِ شمس غزل ۲۲۱۲ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G2212 · ۱۱ اشعار

غزل شمارهٔ ۲۲۱۲

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G2212:1 تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است اوبشکن خمار را سر که سر همه شکست او
  2. G2212:2 بنواز نغمه تر به نشاط جام احمرصدفی است بحرپیما که در آورد به دست او
  3. G2212:3 چو درآمد آن سمن بر در خانه بسته بهترکه پریر کرد حیله ز میان ما بجست او
  4. G2212:4 چه بهانه گر بت است او چه بلا و آفت است اوبگشاید و بدزدد کمر هزار مست او
  5. G2212:5 شده‌ایم آتشین پا که رویم مست آن جاتو برو نخست بنگر که کنون به خانه هست او
  6. G2212:6 به کسی نظر ندارد به جز آینه بت منکه ز عکس چهره خود شده است بت پرست او
  7. G2212:7 هله ساقیا بیاور سوی من شراب احمرکه سری که مست شد او ز خیال ژاژ رست او
  8. G2212:8 نه غم و نه غم پرستم ز غم زمانه رستمکه حریف او شدستم که در ستم ببست او
  9. G2212:9 تو اگرچه سخت مستی برسان قدح به چستیمشکن تو شیشه گرچه دو هزار کف بخست او
  10. G2212:10 قدحی رسان به جانم که برد به آسمانممدهم به دست فکرت که کشد به سوی پست او
  11. G2212:11 تو نه نیک گو و نی بد بپذیر ساغر خودبد و نیک او بگوید که پناه هر بد است او

ganjoor: sh2212 · public domain