دیوانِ شمس› غزل ۲۲۱۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2216 · ۱۳ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۲۱۶
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2216:1 تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگوبهر آرام دلم نام دلارام بگو
- G2216:2 پرده من مدران و در احسان بگشاشیشه دل مشکن قصه آن جام بگو
- G2216:3 ور در لطف ببستی در اومید مبندبر سر بام برآ و ز سر بام بگو
- G2216:4 ور حدیث و صفت او شر و شوری داردصفت این دل تنگ شررآشام بگو
- G2216:5 چونک رضوان بهشتی تو صلایی دردهچونک پیغامبر عشقی هله پیغام بگو
- G2216:6 آه زندانی این دام بسی بشنودیمحال مرغی که برستهست از این دام بگو
- G2216:7 سخن بند مگو و صفت قند بگوصفت راه مگو و ز سرانجام بگو
- G2216:8 شرح آن بحر که واگشت همه جانها او استکه فزون است ز ایام و ز اعوام بگو
- G2216:9 ور تنور تو بود گرم و دعای تو قبولغم هر ممتحن سوخته خام بگو
- G2216:10 شکر آن بهره که ما یافتهایم از در فضلفرصت ار دست دهد هم بر بهرام بگو
- G2216:11 وگر از عام بترسی که سخن فاش کنیسخن خاص نهان در سخن عام بگو
- G2216:12 ور از آن نیز بترسی هله چون مرغ چمندم به دم زمزمه بیالف و لام بگو
- G2216:13 همچو اندیشه که دانی تو و دانای ضمیرسخنی بینقط و بیمد و ادغام بگو
ganjoor: sh2216 · public domain