دیوانِ شمس غزل ۲۲۴۴ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G2244 · ۹ اشعار

غزل شمارهٔ ۲۲۴۴

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G2244:1 سیر نیم سیر نی از لب خندان توای که هزار آفرین بر لب و دندان تو
  2. G2244:2 هیچ کسی سیر شد ای پسر از جان خویشجان منی چون یکی است جان من و جان تو
  3. G2244:3 تشنه و مستسقیم مرگ و حیاتم ز آبدور بگردان که من بنده دوران تو
  4. G2244:4 پیش کشی می‌کنی پیش خودم کش تمامتا که برآرد سرم سر ز گریبان تو
  5. G2244:5 گرچه دو دستم بخست دست من آن تو استدست چه کار آیدم بی‌دم و دستان تو
  6. G2244:6 عشق تو گفت ای کیا در حرم ما بیاتا نکند هیچ دزد قصد حرمدان تو
  7. G2244:7 گفتم ای ذوالقدم حلقه این در شدمتا که نرنجد ز من خاطر دربان تو
  8. G2244:8 گفت که هم بر دری واقف و هم در بریخارج و داخل توی هر دو وطن آن تو
  9. G2244:9 خامش و دیگر مخوان بس بود این نزل و خوانتا به ابد روم و ترک برخورد از خوان تو

ganjoor: sh2244 · public domain