دیوانِ شمس غزل ۲۳۷۸ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G2378 · ۹ اشعار

غزل شمارهٔ ۲۳۷۸

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G2378:1 صد خمار است و طرب در نظر آن دیدهکه در آن روی نظر کرده بود دزدیده
  2. G2378:2 صد نشاط است و هوس در سر آن سرمستیکه رخ خود به کف پاش بود مالیده
  3. G2378:3 عشوه و مکر زمانه نپذیرد گوشیکه سلام از لب آن یار بود بشنیده
  4. G2378:4 پیچ زلفش چو ندیدی تو برو معذوریای تو در نیک و بد دور زمان پیچیده
  5. G2378:5 نی تراشی است که اندر نی صورت بدمدهیچ دیدی تو نیی بی‌نفسی نالیده
  6. G2378:6 گر بداند که حریف لب کی خواهد شدکِیْ برنجد ز بریدن قلم بالیده
  7. G2378:7 گر بپرسند چه فرق است میان تو و غیرفرق این بس که توی فرق مرا خاریده
  8. G2378:8 جرعهٔ کَن فَیَکون بر سر آن خاک بریختلب عشاق جهان خاک تو را لیسیده
  9. G2378:9 شمس تبریز تو را عشق شناسد نه خردبر دم باد بهاری نرسد پوسیده

ganjoor: sh2378 · public domain