دیوانِ شمس› غزل ۲۴۸۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2486 · ۱۳ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۴۸۶
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2486:1 ای زده مطرب غمت در دل ما ترانهایدر سر و در دماغ جان جسته ز تو فسانهای
- G2486:2 چونک خیال خوش دمت از سوی غیب دردمدز آتش عشق برجهد تا به فلک زبانهای
- G2486:3 زهره عشق چون بزد پنجه خود در آب و گلقامت ما چو چنگ شد سینه ما چغانهای
- G2486:4 آهوی لنگ چون جهد از کف شیر شرزهایچون برهد ز باز جان قالب چون سمانهای
- G2486:5 ای گل و ای بهار جان وی می و ای خمار جانشاه و یگانه او بود کز تو خورد یگانهای
- G2486:6 باغ و بهار و بخت بین عالم پردرخت بینوین همگی درختها رسته شده ز دانهای
- G2486:7 از دهش و عطای تو فقر فقیر فخر شدتا که نماند مرگ را بر فقرا دهانهای
- G2486:8 لطف و عطا و رحمتت طبل وصال میزندگر نکند وصال تو بار دگر بهانهای
- G2486:9 روزه مریم مرا خوان مسیحیت نواتر کنم از فرات تو امشب خشک نانهای
- G2486:10 گشته کمان سرمدی سرده تیرهای ماگشته خدنگ احمدی فخر بنی کنانهای
- G2486:11 پیش کشیی آن کمان هر کس میکند زهیبهر قدوم تیر تو رقعه دل نشانهای
- G2486:12 جذبه حق یک رسن تافت ز آه تو و منیوسف جان ز چاه تن رفت به آشیانهای
- G2486:13 خامش کن اگر سرت خارش نطق میدهدهست برای جعد تو صبر گزیده شانهای
ganjoor: sh2486 · public domain