دیوانِ شمس غزل ۲۴۹۵ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G2495 · ۹ اشعار

غزل شمارهٔ ۲۴۹۵

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G2495:1 آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنیغم نخورد از آنک تو روی بر او ترش کنی
  2. G2495:2 می چو در او عمل کند رقص کند بغل زندز آنک نهاد در بغل خاص عقیق معدنی
  3. G2495:3 مرد قمارخانه‌ام عالم بی‌کرانه‌امچشم بیار در رخم بنگر پیش روشنی
  4. G2495:4 ننگرد او به رنگ تو غم نخورد ز جنگ توخواجه مگر ندیده‌ای ملک و مقام ایمنی
  5. G2495:5 هیچ عسل ترش شود سرکه اگر ترش روداز پی آب کی هلد روغن طبع روغنی
  6. G2495:6 من که در آن نظاره‌ام مست و سماع باره‌املیک سماع هر کسی پاک نباشد از منی
  7. G2495:7 هست سماع ما نظر هست سماع او بطرلیک نداند ای پسر ترک زبان ارمنی
  8. G2495:8 در تک گور مؤمنان رقص کنان و کف زنانمست به بزم لامکان خورده شراب مؤمنی
  9. G2495:9 پیش تو است این دم او می‌نبری ز یار بومی‌نگری تو سو به سو پله چشم می‌زنی

ganjoor: sh2495 · public domain