دیوانِ شمس› غزل ۲۶۲۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2624 · ۹ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۶۲۴
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2624:1 برخیز که جان است و جهان است و جوانیخورشید برآمد بنگر نورفشانی
- G2624:2 آن حسن که در خواب همیجست زلیخاای یوسف ایام به صد ره به از آنی
- G2624:3 برخیز که آویخت ترازوی قیامتبرسنج ببین که سبکی یا تو گرانی
- G2624:4 هر سوی نشانی است ز مخلوق به خالققانع نشود عاشق بیدل به نشانی
- G2624:5 هر لحظه ز گردون برسد بانگ که ای گاوما راه سعادت بنمودیم تو دانی
- G2624:6 برخیز و بیا دبدبه عمر ابد بینتا بازرهی زود از این عالم فانی
- G2624:7 او عمر عزیزی است از او چاره نداریاو جان جهان آمد و تو نقش جهانی
- G2624:8 بر صورت سنگین بزند روح پذیردحیف است کز این روح تو محروم بمانی
- G2624:9 او کان عقیق آمد و سرمایه کانهادر کان عقیق آی چه دربند دکانی
ganjoor: sh2624 · public domain