دیوانِ شمس› غزل ۲۶۶۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2668 · ۱۱ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۶۶۸
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2668:1 خبر واده کز این دنیای فانیبه تلخی میروی یا شادمانی
- G2668:2 عجب یارا ز اصحاب شمالیعجب ز اصحاب ایمان و امانی
- G2668:3 عجب همراز نفس سگ پرستیعجب همراه شیر راه دانی
- G2668:4 عجب در آخرین بازی شدی ماتعجب بردی اگر بردی تو جانی
- G2668:5 بسی کژباز کاندر آخر کارببرد از اتفاق آسمانی
- G2668:6 بود رویت به قبله اندر آن گورگر اهل قبله بودی در نهانی
- G2668:7 ازیرا گور باشد چون صلایهپی تحویلهای امتحانی
- G2668:8 چو دانه فاسدی را دفن کردیبروید زو درخت بامعانی
- G2668:9 بسی طبل اجل پیشین شنیدیمگو مرگم درآمد ناگهانی
- G2668:10 اگر در عمر آهی برکشیدییقین امروز کاندر ظل آنی
- G2668:11 وگر با آه راهی نیز رفتیشهنشاهی و شمع ره روانی
ganjoor: sh2668 · public domain