دیوانِ شمس غزل ۲۶۸۸ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G2688 · ۸ اشعار

غزل شمارهٔ ۲۶۸۸

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G2688:1 صلا ای صوفیان کامروز باریسماع است و شراب و عیش آری
  2. G2688:2 صلا که ساعتی دیگر نیابیز مشرق تا به مغرب هوشیاری
  3. G2688:3 چنان در بحر مستی غرق گردندکه دل در عشق خوبی خوش عذاری
  4. G2688:4 از این مستان ننوشی های و هوییوزین خوبان نبینی گوشواری
  5. G2688:5 در این مستان کجا وهمی رسیدیگر این مستان ننالند از خماری
  6. G2688:6 به صد عالم نگنجد از جلالتچنین سلطان و اعظم شهریاری
  7. G2688:7 ولیکن چون غبار انگیخت اسپشبه وهم آمد کر و فر سواری
  8. G2688:8 دهان بربند کاین جا یک نظر نیستکه بشناسد سواری از غباری

ganjoor: sh2688 · public domain