دیوانِ شمس› غزل ۲۷۱۱ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2711 · ۱۱ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۷۱۱
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2711:1 بیا ای یار کامروز آن ماییچو گل باید که با ما خوش برآیی
- G2711:2 خدایا چشم بد را دور گردانخداوندا نگه دار از جدایی
- G2711:3 اگر چشم بد من راه من زدبه یک جامی ز خویشم ده رهایی
- G2711:4 نهادم دست بر دل تا نپردتو دل از سنگ خارا درربایی
- G2711:5 نه من مانم نه دل ماند نه عالماگر فردا بدین صورت درآیی
- G2711:6 بیا ای جان ما را زندگانیبیا ای چشم ما را روشنایی
- G2711:7 به هر جایی ز سودای تو دودی استکجایی تو کجایی تو کجایی
- G2711:8 یکی شاخی ز نور پاک یزدانکه جان جان جمله میوههایی
- G2711:9 به لطف از آب حیوان درگذشتیکند لطفش ز لطف تو گدایی
- G2711:10 اگر کفر است اگر اسلام بشنوتو یا نور خدایی یا خدایی
- G2711:11 خمش کن چشم در خورشید درنهکه مستغنی است خورشید از گدایی
ganjoor: sh2711 · public domain