دیوانِ شمس غزل ۲۷۸۶ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G2786 · ۷ اشعار

غزل شمارهٔ ۲۷۸۶

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G2786:1 آتشینا آب حیوان از کجا آورده‌ایدانم این باری که الحق جان فزا آورده‌ای
  2. G2786:2 مشرق و مغرب بدرد همچو ابر از یک دگرچون چنین خورشید از نور خدا آورده‌ای
  3. G2786:3 خیره گان روی خود را از ره و منزل مپرسچون بر ایشان شعله‌های کبریا آورده‌ای
  4. G2786:4 احمقی باشد اگر جانی بمیرد بعد از اینچون چنین دریای جوشان از بقا آورده‌ای
  5. G2786:5 از قضا و از قدر مر عاشقان را خوف نیستچون قدر را مست گشته با قضا آورده‌ای
  6. G2786:6 می‌نگنجد جان ما در پوست از شادی توکاین جمال جان فزا از بهر ما آورده‌ای
  7. G2786:7 شمس تبریزی جفا کردی و دانم این قدرکز میان هر جفایی صد وفا آورده‌ای

ganjoor: sh2786 · public domain