دیوانِ شمس› غزل ۲۹۴۲ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2942 · ۱۰ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۹۴۲
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2942:1 اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نیو اندر سماع ما را از نای و دف خبر نی
- G2942:2 ما خود فنای عشقش ما خاک پای عشقشعشقیم توی بر تو عشقیم کل دگر نی
- G2942:3 خود را چو درنوردیم ما جمله عشق گردیمسرمه چو سوده گردد جز مایه نظر نی
- G2942:4 هر جسم کو عرض شد جان و دل غرض شدبگداز کز مرضها ز افسردگی بتر نی
- G2942:5 از حرص آن گدازش وز عشق آن نوازشباری جگر درونم خون شد مرا جگر نی
- G2942:6 صدپاره شد دل من و آواره شد دل منامروز اگر بجویی در من ز دل اثر نی
- G2942:7 در قرص مه نگه کن هر روز میگدازدتا در محاق گویی کاندر فلک قمر نی
- G2942:8 لاغرتری آن مه از قرب شمس باشددر بعد زفت باشد لیکن چنان هنر نی
- G2942:9 شاها ز بهر جانها زهره فرست مطربکفو سماع جانها این نای و دف تر نی
- G2942:10 نی نی که زهره چه بود چون شمس عاجز آمددرخورد این حراره در هیچ چنگ و خور نی
ganjoor: sh2942 · public domain