دیوانِ شمس› غزل ۲۹۷۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2978 · ۱۱ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۹۷۸
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2978:1 ای دل ز بامداد تو بر حال دیگریوز شور خویش در من شوریده ننگری
- G2978:2 بر چهره نزار تو صفرای دلبری استتا خود چه دیدهای که ز صفراش اصفری
- G2978:3 ای دل چه آتشی که به هر باد برجهینی نی دلا کز آتش و از باد برتری
- G2978:4 ای دل تو هر چه هستی دانم که این زمانخورشیدوار پرده افلاک میدری
- G2978:5 جانم فدات یا رب ای دل چه گوهرینی چرخ قیمت تو شناسد نه مشتری
- G2978:6 سی سال در پی تو چو مجنون دویدهاماندر جزیرهای که نه خشکی است و نی تری
- G2978:7 غافل بدم از آن که تو مجموع هستییمشغول بود فکر به ایمان و کافری
- G2978:8 ایمان و کفر و شبهه و تعطیل عکس توستهم جنتی و دوزخ و هم حوض کوثری
- G2978:9 ای دل تو کل کونی بیرون ز هر دو کونای جمله چیزها تو و از چیزها بری
- G2978:10 ای رو و پشت عالم در روی من نگرتا از رخ مزعفر من زعفران بری
- G2978:11 طاقت نماند و این سخنم ماند در دهانبا صد هزار غم که نهانند چون پری
ganjoor: sh2978 · public domain