دیوانِ شمس› غزل ۳۰۰ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G300 · ۷ اشعار
غزل شمارهٔ ۳۰۰
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G300:1 کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شبوآن حدیثِ چو شکر کز تو شنیدم همه شب
- G300:2 گرچه از شمع تو میسوخت چو پروانه دلمگرد شمع رخ خوب تو پریدم همه شب
- G300:3 شب به پیش رخ چون ماه تو چادر میبستمن چو مه چادر شب میبدریدم همه شب
- G300:4 جان ز ذوق تو چو گربه لب خود میلیسیدمن چو طفلان سر انگشت گزیدم همه شب
- G300:5 سینه چون خانهٔ زنبور پر از مشغله بودکز تو ای کان عسل شهد کشیدم همه شب
- G300:6 دام شب آمد جانهای خلایق بربودچون دل مرغ در آن دام طپیدم همه شب
- G300:7 آنکه جانها چو کبوتر همه در حکم وی انداندر آن دام مر او را طلبیدم همه شب
ganjoor: sh300 · public domain