دیوانِ شمس غزل ۳۰۲۹ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G3029 · ۱۳ اشعار

غزل شمارهٔ ۳۰۲۹

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G3029:1 آه که دلم برد غمزه‌های نگاریشیر شگرف آمد و ضعیف شکاری
  2. G3029:2 هیچ دلی چون نبود خالی از اندوهدرد و غم چون تو یار و دلبر باری
  3. G3029:3 از پی این عشق اشک‌هاست روانهخوب شهی آمد و لطیف نثاری
  4. G3029:4 چشم پیاپی چو ابر آب فشاندتا ننشیند بر آن نیاز غباری
  5. G3029:5 کان شکر آن لبست باد بقایشتا که نماند حزین و غوره فشاری
  6. G3029:6 نک شب قدرست و بدر کرد عنایتبر دل هر شب روی ستاره شماری
  7. G3029:7 بی مه او جان چو چرخ زیر و زبر بودماهی بی‌آب را کی دید قراری
  8. G3029:8 خود تو چو عقلی و این جهان همه چون تناز تن بی‌عقل کی بیاید کاری
  9. G3029:9 خلعت نو پوش بر زمین و زمانهخلعت گل یافت از جناب تو خاری
  10. G3029:10 گر نبدی خوی دوست روح فشانیخود نبدی عاشقی و روح سپاری
  11. G3029:11 خرقه بده در قمارخانه عالمخوب حریفی و سودناک قماری
  12. G3029:12 بهر کنارش همی کنار گشایمهیچ کس آن بحر را ندید کناری
  13. G3029:13 تن بزنم تا بگوید آن مه خوش روآنک ز حلمش بیافت کوه وقاری

ganjoor: sh3029 · public domain