دیوانِ شمس غزل ۳۰۵۰ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G3050 · ۱۳ اشعار

غزل شمارهٔ ۳۰۵۰

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G3050:1 خدایگان جمال و خلاصه خوبیبه جان و عقل درآمد به رسم گل کوبی
  2. G3050:2 بیا بیا که حیات و نجات خلق تویبیا بیا که تو چشم و چراغ یعقوبی
  3. G3050:3 قدم بنه تو بر آب و گلم که از قدمتز آب و گل برود تیرگی و محجوبی
  4. G3050:4 ز تاب تو برسد سنگ‌ها به یاقوتیز طالبیت رسد طالبی به مطلوبی
  5. G3050:5 بیا بیا که جمال و جلال می‌بخشیبیا بیا که دوای هزار ایوبی
  6. G3050:6 بیا بیا تو اگر چه نرفته‌ای هرگزولیک هر سخنی گویمت به مرغوبی
  7. G3050:7 به جای جان تو نشین که هزار چون جانیمحب و عاشق خود را تو کش که محبوبی
  8. G3050:8 اگر نه شاه جهان اوست ای جهان دژمبه جان او که بگویی چرا در آشوبی
  9. G3050:9 گهی ز رایت سبزش لطیف و سرسبزیز قلب لشکر هیجاش گاه مقلوبی
  10. G3050:10 دمی چو فکرت نقاش نقش‌ها سازیگهی چو دسته فراش فرش‌ها روبی
  11. G3050:11 چو نقش را تو بروبی خلاصه آن رافرشتگی دهی و پر و بال کروبی
  12. G3050:12 خموش آب نگهدار همچو مشک درستور از شکاف بریزی بدانک معیوبی
  13. G3050:13 به شمس مفخر تبریز از آن رسید دلتکه چست دلدل دل می‌نمود مرکوبی

ganjoor: sh3050 · public domain