دیوانِ شمس› غزل ۳۰۶۵ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G3065 · ۹ اشعار
غزل شمارهٔ ۳۰۶۵
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G3065:1 شدم به سوی چه آب همچو سقاییبرآمد از تک چه یوسفی معلایی
- G3065:2 سبک به دامن پیراهنش زدم من دستز بوی پیرهنش دیده گشت بینایی
- G3065:3 به چاه در نظری کردم از تعجب منچه از ملاحت او گشته بود صحرایی
- G3065:4 کلیم روح به هر جا رسید میقاتشاگر چه کور بود گشت طور سینایی
- G3065:5 زنخ ز دست رقیبی که گفت از چه دوراز این سپس منم و چاه و چون تو زیبایی
- G3065:6 کسی که زنده شود صد هزار مرده از اوعجب نباشد اگر پیر گشت برنایی
- G3065:7 هزار گنج گدای چنین عجب کانیهزار سیم نثار لطیف سیمایی
- G3065:8 جهان چو آینه پرنقش توست اما کوبه روی خوب تو بیآینه تماشایی
- G3065:9 سخن تو گو که مرا از حلاوت لب تونه عقل ماند و نه اندیشهای و نی رایی
ganjoor: sh3065 · public domain