دیوانِ شمس› غزل ۳۰۶۷ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G3067 · ۷ اشعار
غزل شمارهٔ ۳۰۶۷
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G3067:1 تو در عقیله ترتیب کفش و دستاریچگونه رطل گران خوار را به دست آری
- G3067:2 به جان من به خرابات آی یک لحظهتو نیز آدمیی مردمی و جان داری
- G3067:3 بیا و خرقه گرو کن به می فروش الستکه پیش از آب و گلست از الست خماری
- G3067:4 فقیر و عارف و درویش وانگهی هشیارمجاز بود چنین نامها تو پنداری
- G3067:5 سماع و شرب سقاهم نه کار درویشستزیان و سود کم و بیش کار بازاری
- G3067:6 بیا بگو که چه باشد الست عیش ابدملنگ هین به تکلف که سخت رهواری
- G3067:7 سری که درد ندارد چراش میبندیچرا نهی تن بیرنج را به بیماری
ganjoor: sh3067 · public domain