دیوانِ شمس› غزل ۳۰۷۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G3076 · ۹ اشعار
غزل شمارهٔ ۳۰۷۶
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G3076:1 بلندتر شدهست آفتاب انسانیزهی حلاوت و مستی و عشق و آسانی
- G3076:2 جهان ز نور تو ناچیز شد، چه چیزی تو؟طلسم دلبرییی یا تو گنج جانانی؟
- G3076:3 زهی قلم که تو را نقش کرد در صورتکه نامه همه را نانبشته میخوانی
- G3076:4 برون بری تو ز خرگاهِ ششجهت جان راچو جان نماند، بر جاش عشق بنشانی
- G3076:5 دلا چو باز شهنشاه صید کرد تو راتو ترجمانبگ سرّ زبان مرغانی
- G3076:6 چه ترجمان که کنون بس بلند سیمرغیکه آفت نظر جان صد سلیمانی
- G3076:7 درید چارق ایمان و کفر در طلبتهزارساله از آن سوی کفر و ایمانی
- G3076:8 به هر سحر که درخشی خروس جان گویدبیا که جان و جهانی، برو که سلطانی
- G3076:9 چو روح من بفزودهست شمس تبریزیبه سوی او برم از باغ روح ریحانی
ganjoor: sh3076 · public domain