دیوانِ شمس غزل ۳۱۰۲ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G3102 · ۷ اشعار

غزل شمارهٔ ۳۱۰۲

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G3102:1 برست جان و دلم از خودی و از هستیشدست خاص شهنشاه روح در مستی
  2. G3102:2 زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاهزهی بلند که جان گشت در چنین پستی
  3. G3102:3 درست گشت مرا آنچ می‌ندانستمچو در درستی آن مه مرا تو بشکستی
  4. G3102:4 چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشادبجستم از خود و گفتم زهی سبک دستی
  5. G3102:5 طبیب فقر بخست و گرفت گوش مراکه مژده ده که ز رنج وجود وارستی
  6. G3102:6 ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزدنه بحر را تو زبونی نه بسته شستی
  7. G3102:7 ز شمس تبریز این جنس‌ها بخر بفروشز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی

ganjoor: sh3102 · public domain