دیوانِ شمس› غزل ۳۱۶۲ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G3162 · ۱۰ اشعار
غزل شمارهٔ ۳۱۶۲
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G3162:1 ای که مستک شدی و میگوییتو غریبی و یا از این کویی
- G3162:2 مست و بیخویش میروی چپ و راستبی چپ و راست را همیجویی
- G3162:3 نی چپست و نه راست در جانستآن که جان خسته از پی اویی
- G3162:4 ز آن شکر روی اگر بگردانیاگر نباتی بدانک بدخویی
- G3162:5 ور تو دیوی و رو بدو آریالله الله چه خوب مه رویی
- G3162:6 دلم از جا رود چو گویم اومیبرد جان و دل زهی اویی
- G3162:7 هین ز خوهای او یکی بشنوگاه شیری کند گه آهویی
- G3162:8 در ره او نماند پای مرازانوام را نماند زانویی
- G3162:9 جز به چوگان او مغلطان سرگر به میدان او یکی گویی
- G3162:10 هین خمش کن حدیث باز مپیچآسمانوار اگر یکی تویی
ganjoor: sh3162 · public domain