دیوانِ شمس› غزل ۳۳۱ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G331 · ۵ اشعار
غزل شمارهٔ ۳۳۱
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G331:1 زان شاه که او را هوس طبل و علم نیستدیوانه شدم بر سر دیوانه قلم نیست
- G331:2 از دور ببینی تو مرا شخص روندهآن شخص خیالست ولی غیر عدم نیست
- G331:3 پیش آ و عدم شو که عدم معدن جانستاما نه چنین جان که به جز غصه و غم نیست
- G331:4 من بیمن و تو بیتو درآییم در این جوزیرا که در این خشک به جز ظلم و ستم نیست
- G331:5 این جوی کند غرقه ولیکن نکشد مردکو آب حیاتست و به جز لطف و کرم نیست
ganjoor: sh331 · public domain