دیوانِ شمس› غزل ۳۸۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G388 · ۵ اشعار
غزل شمارهٔ ۳۸۸
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G388:1 خدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیستخدمت اندر دست هست و دوستی در دست نیست
- G388:2 دوستی در اندرون خود خدمتی پیوسته استهیچ خدمت جز محبت در جهان پیوست نیست
- G388:3 ور تو مستی مینمایی در محبت چون نهایعشق گوید دوغ خورد و دوغ خورد او مست نیست
- G388:4 پست و بالا چند یازد از تکلف در هواچند خود را پست دارد آن کسی کو پست نیست
- G388:5 همچو ماهی مانده در دام جهان زان بحر دوروانگهان پنداشته خود را که اندر شست نیست
ganjoor: sh388 · public domain