دیوانِ شمس غزل ۴۵۷ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G457 · ۹ اشعار

غزل شمارهٔ ۴۵۷

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G457:1 ای چنگ پرده‌های سپاهانم آرزوستوی نای ناله خوش سوزانم آرزوست
  2. G457:2 در پرده حجاز بگو خوش ترانه‌ایمن هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست
  3. G457:3 از پرده عراق به عشاق تحفه برچون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست
  4. G457:4 آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفتکان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست
  5. G457:5 در خواب کرده‌ای ز رهاوی مرا کنونبیدار کن به زنگله‌ام کانم آرزوست
  6. G457:6 این علم موسقی بر من چون شهادتستچون مؤمنم شهادت و ایمانم آرزوست
  7. G457:7 ای عشق عقل را تو پراکنده گوی کنای عشق نکته‌های پریشانم آرزوست
  8. G457:8 ای باد خوش که از چمن عشق می‌رسیبر من گذر که بوی گلستانم آرزوست
  9. G457:9 در نور یار صورت خوبان همی‌نموددیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست

ganjoor: sh457 · public domain