دیوانِ شمس غزل ۴۹۳ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G493 · ۷ اشعار

غزل شمارهٔ ۴۹۳

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G493:1 تو مردی و نظرت در جهان جان نگریستچو باز زنده شدی زین سپس بدانی زیست
  2. G493:2 هر آن کسی که چو ادریس مرد و بازآمدمدرس ملکوتست و بر غیوب حفیست
  3. G493:3 بیا بگو به کدامین ره از جهان رفتیو زان طرف به کدامین ره آمدی که خفیست
  4. G493:4 رهی که جمله جان‌ها به هر شبی بپرندکه شهر شهر قفس‌ها به شب ز مرغ تهیست
  5. G493:5 چو مرغ پای ببسته‌ست دور می‌نپردبه چرخ می‌نرسد وز دوار او عجمیست
  6. G493:6 علاقه را چو ببرد به مرگ و بازپردحقیقت و سر هر چیز را ببیند چیست
  7. G493:7 خموش باش که پرست عالم خمشیمکوب طبل مقالت که گفت طبل تهیست

ganjoor: sh493 · public domain