دیوانِ شمس› غزل ۵۴۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G546 · ۷ اشعار
غزل شمارهٔ ۵۴۶
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G546:1 هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شودوارهد از حد جهان بیحد و اندازه شود
- G546:2 خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشدیا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود
- G546:3 هر که شدت حلقهٔ در زود برد حقه زرخاصه که در باز کنی محرم دروازه شود
- G546:4 آب چه دانست که او گوهر گوینده شودخاک چه دانست که او غمزه غمازه شود
- G546:5 روی کسی سرخ نشد بیمدد لعل لبتبی تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود
- G546:6 ناقه صالح چو ز کُه زاد یقین گشت مراکوه پی مژده تو اشتر جمازه شود
- G546:7 راز نهان دار و خمش ور خمشی تلخ بودآنچ جگرسوزه بود باز جگرسازه شود
ganjoor: sh546 · public domain