دیوانِ شمس› غزل ۵۶۹ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G569 · ۱۲ اشعار
غزل شمارهٔ ۵۶۹
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G569:1 بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمدنگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد
- G569:2 صبوح آمد صبوح آمد صبوح راح و روح آمدخرامان ساقی مه رو به ایثار عقار آمد
- G569:3 صفا آمد صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شدشفا آمد شفا آمد شفای هر نزار آمد
- G569:4 حبیب آمد حبیب آمد به دلداری مشتاقانطبیب آمد طبیب آمد طبیب هوشیار آمد
- G569:5 سماع آمد سماع آمد سماع بیصداع آمدوصال آمد وصال آمد وصال پایدار آمد
- G569:6 ربیع آمد ربیع آمد ربیع بس بدیع آمدشقایقها و ریحانها و لاله خوش عذار آمد
- G569:7 کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گرددمهی آمد مهی آمد که دفع هر غبار آمد
- G569:8 دلی آمد دلی آمد که دلها را بخنداندمیی آمد میی آمد که دفع هر خمار آمد
- G569:9 کفی آمد کفی آمد که دریا در از او یابدشهی آمد شهی آمد که جان هر دیار آمد
- G569:10 کجا آمد کجا آمد کز این جا خود نرفتست اوولیکن چشم گه آگاه و گه بیاعتبار آمد
- G569:11 ببندم چشم و گویم شد گشایم گویم او آمدو او در خواب و بیداری قرین و یار غار آمد
- G569:12 کنون ناطق خمش گردد کنون خامش به نطق آیدرها کن حرف بشمرده که حرف بیشمار آمد
ganjoor: sh569 · public domain