دیوانِ شمس غزل ۶۰۰ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · G600 · ۱۱ اشعار

غزل شمارهٔ ۶۰۰

کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔

  1. G600:1 جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارددر جمع چنین مستان جامی چه محل دارد
  2. G600:2 گر بشکند این جامم من غصه نیاشاممجامی دگر آن ساقی در زیر بغل دارد
  3. G600:3 جامست تن خاکی جانست می پاکیجامی دگرم بخشد کاین جام علل دارد
  4. G600:4 ساقی وفاداری کز مهر کله داردساقی که قبای او از حلم تگل دارد
  5. G600:5 شادی و فرح بخشد دل را که دژم باشدتیزی نظر بخشد گر چشم سبل دارد
  6. G600:6 عقلی که بر این روزن شد حارس این خانهخاک در او گردد گر علم و عمل دارد
  7. G600:7 شهمات کجا گردد آن کو رخ شه بیندکی تلخ شود آن کو دریای عسل دارد
  8. G600:8 از آب حیات او آن کس که کشد گردندر عین حیات خود صد مرگ و اجل دارد
  9. G600:9 خورشید به هر برجی مسعود و بهی باشداما کر و فر خود در برج حمل دارد
  10. G600:10 جز صورت عشق حق هر چیز که من دیدمنیمیش دروغ آمد نیمیش دغل دارد
  11. G600:11 چندان لقبش گفتم از کامل و از ناقصاز غایت بی‌مثلی صد گونه مثل دارد

ganjoor: sh600 · public domain