دیوانِ شمس› غزل ۶۳۵ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G635 · ۹ اشعار
غزل شمارهٔ ۶۳۵
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G635:1 مستان می ما را هم ساقی ما بایدبا آن همه شیرینی گر ترش کند شاید
- G635:2 با آن همه حسن آن مه گر ناز کند گه گهوالله که کلاه از شه بستاند و برباید
- G635:3 پر ده قدحی میرم آخر نه چو کمپیرمتا شینم و میمیرم کاین چرخ چه میزاید
- G635:4 فرمای تو ساقی را آن شادی باقی راتا باد نپیماید تا باده بپیماید
- G635:5 صد سر ببرد در دم از محرم و نامحرمنی غم خورد از ماتم نی دست بیالاید
- G635:6 چون شمع بسوزاند پروانه مسکین راچون جعد براندازد چون چهره بیاراید
- G635:7 پروانه چو بیجان شد جانیش دهد نسیهوان جان چو آتش را زان رطل بفرماید
- G635:8 رطلی ز می باقی کز غایت راواقیهر نقش که اندیشی در دل به تو بنماید
- G635:9 ای عشق خداوندی شمس الحق تبریزیچندانک بیفزایی این باده بیفزاید
ganjoor: sh635 · public domain