دیوانِ شمس› غزل ۶۹۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G696 · ۹ اشعار
غزل شمارهٔ ۶۹۶
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G696:1 بیچاره کسی که زر نداردوز معدن زر خبر ندارد
- G696:2 بیچاره دلی که ماند بیتوطوطیست ولی شکر ندارد
- G696:3 دارد هنر و هزار دولتافسوس که آن دگر ندارد
- G696:4 میگوید دست جام بخششما بدهیمش اگر ندارد
- G696:5 بر وی ریزییم آب حیوانگر آب بر آن جگر ندارد
- G696:6 بی برگان را دهیم برگیزان برگ که شاخ تر ندارد
- G696:7 آنها که ز ما خبر ندارندگویند دعا اثر ندارد
- G696:8 نزدیک آمد که دیده بخشیمآن را که به ما نظر ندارد
- G696:9 خاموش که مشکلات جان راجز دست خدای برندارد
ganjoor: sh696 · public domain