دیوانِ شمس› غزل ۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G8 · ۸ اشعار
غزل شمارهٔ ۸
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G8:1 جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ماصد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا
- G8:2 رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بیچون شومصبر و قرارم بردهای ای میزبان زوتر بیا
- G8:3 از مه ستاره میبری تو پاره پاره میبریگه شیرخواره میبری گه میکشانی دایه را
- G8:4 دارم دلی همچون جهان تا میکشد کوه گرانمن که کشم که کی کشم زین کاهدان واخر مرا
- G8:5 گر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شدمن آردم گندم نیام، چون آمدم در آسیا؟
- G8:6 در آسیا گندم رود کز سنبله زادهست اوزاده مهم نی سنبله، در آسیا باشم چرا؟
- G8:7 نی نی فتد در آسیا هم نور مه از روزنیزان جا به سوی مه رود نی در دکان نانبا
- G8:8 با عقل خود گر جفتمی من گفتنیها گفتمیخاموش کن تا نشنود این قصه را باد هوا
ganjoor: sh8 · public domain