دیوانِ شمس› غزل ۸۲۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G824 · ۲۳ اشعار
غزل شمارهٔ ۸۲۴
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G824:1 عاشقان پیدا و دلبر ناپدیددر همه عالم چنین عشقی که دید
- G824:2 نارسیده یک لبی بر نقش جانصد هزاران جانها تا لب رسید
- G824:3 قاب قوسین از علی تیری فکندتا سپرهای فلکها را درید
- G824:4 ناکشیده دامن معشوق غیبدل هزاران محنت و ضربت کشید
- G824:5 ناگزیده او لب شیرین لبیچند پشت دست در هجران گزید
- G824:6 ناچریده از لبش شاخ شکردل هزاران عشوه او را چرید
- G824:7 ناشکفته از گلستانش گلیصد هزاران خار در سینه خلید
- G824:8 گرچه جان از وی ندید الا جفااز وفاها بر امید او رمید
- G824:9 آن الم را بر کرمها فضل دادوان جفا را از وفاها برگزید
- G824:10 خار او از جمله گلها دست بردقفل او دلکشترست از صد کلید
- G824:11 جور او از دور دولت گوی بردقندها از زهر قهرش بردمید
- G824:12 رد او به از قبول دیگرانلعل و مروارید سنگش را مرید
- G824:13 این سعادتهای دنیا هیچ نیستآن سعادت جو که دارد بوسعید
- G824:14 این زیادتهای این عالم کمیستآن زیادت جو که دارد بایزید
- G824:15 آن زیادت دست شش انگشت تستقیمت او کم به ظاهر مستزید
- G824:16 آن سناجو کش سنایی شرح کردیافت فردیت ز عطار آن فرید
- G824:17 چرب و شیرین مینماید پاک و خوشیک شبی بگذشت با تو شد پلید
- G824:18 چرب و شیرین از غذای عشق خورتا پرت برروید و دانی پرید
- G824:19 آخر اندر غار در طفلی خلیلاز سر انگشت شیری میمکید
- G824:20 آن رها کن آن جنین اندر شکمآب حیوانی ز خونی میمزید
- G824:21 قد و بالایی که چرخش کرد راستعاقبت چون چرخ کژقامت خمید
- G824:22 قد و بالایی که عشقش برفراشتبرگذشت آن قدش از عرش مجید
- G824:23 نی خمش کن عالم السر حاضرستنحن اقرب گفت من حبل الورید
ganjoor: sh824 · public domain